امیرعلی و ایلیاامیرعلی و ایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

امیرعلی و ایلیا ( دوقلوهای شیطون بلا)

19مرداد 1392 ساعت 3 بامداد و خوشحااااااااااااااالی مامان مونس ...

پسرای عزیزم , دم و بازدم مامان .... داشتم با گوشی نی نی وبلاگ رو سرچ میکردم وقتی باز شد دیدم عکس مسابقه شما جز عکسهای منتخب شده .... از خوشحالی این شکلی شدم درسته عکستون نفر اول و دوم و ... نشد ولی مامان خیلی خوشحاله که پسرای گلم منتتخب داورها بودند و سوژه عکستون نظرهارو جلب کرده ... ازین خوشحالم که تونستم براتون تلاش کنم و تلاشم نتیجه داد ... ازینکه عکس شما جز عکسهای منتخب شد ... آخه من واسه شرکت کردن تو مسابقه خیلی دیر اقدام کردم و نتونستم به جز تو وبلاگتون تبلیغ دیگه ای کنم ... انشاالله مسابقه بعدی عزیزای دلم , مهم اینه که پسرای گل من هم دوستای گلی داشتند که بهشون رای داده و مهمتر از همه...
19 مرداد 1392

11 الی 14 مرداد 1392 ( سفر شمال + کارای جدید + عکس )

سلام به پسرای گلم ... چند وقتی مشکل نت داشتم و نتونستم بیام و سر بزنمو و آپ کنمو ازین حرفا , خلاصه ببخشید ... اولین سفر زمینی به شمال کشور و شهر زیبای نمک آبرود  رو هم تجربه کردین ... ( من و بابا وحید اولین سفر دوتاییمون رو رفتیم نمک آبرود , و بعد از اون هر بار دیگه ای هم که رفتیم همونجا رفتیم و ازش کلی خاطره های خوب داریم , آخرین بار شمارو ماه و نیمه باردار بودم ) 11 هم ساعت  4 صبح راه افتادیم , هوا خیلی خنک بود و مه آلود , به خاطر دید کم مجبور شدیم 2 . 3 جا چند دقیقه ای وایستیم  و  دو شنبه بعد از ظهر هم خونه بودیم , وااااااااقعا وش گذشت و عااااااااااالی بود , شما خیلی...
19 مرداد 1392
1